تبليغاتX
قلبی سرشار از عشق،محبّت،مهربانی و وفا

قلبی سرشار از عشق،محبّت،مهربانی و وفا
حرفهایی برآمده از دل یک دوست که تماما" بوی مهر و وفا میدهد...

...اسمان اینجا ابیست....

...من بین غریبه ها نیستم...

...همه اشنایند اما...

...هیچ اشنایی نیست!...

...می دانی...

...دلم بین این همه اشنایان غریبه پوسیده است...

...احساس حباب را حالا می فهمم...

...وقتی روی اب نگران ترکیدن است....

***

بد یعنی :شکستن دل و غرورت...

بدتر یعنی:از دست دادن تکیه گاهت چون حاضری به خاطرش به بد راضی باشی

به عبارتی حاضری دل و غرورت رو فدای حفظ تکیه گاهت کنی

بدترین یعنی:به وسیله تکیه گاهت دل و غرورت بشکنه...

و بعدش هم از دستش بدی...

اما مشکل چیه ؟؟؟

اینه که به یکی غیر خودت تکیه کردی؟...

***

وقتی کسی نیست که به دادت برسه پس داد نزن!

شاید از سکوتت بفهمن که چقدر دردو غم تو وجودته...

***



نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط تربچه

دوســت دارم روزی از قـفــس بـــی کـســـی رهـــا شــوم و بــه تــو بــرســم .

 

بــه کـســـی کــه او را نـمــی شـنـــاســم و از آغــاز تـولــــد او را گــم کــرده ام .

 

شــب و روز از خــدا مــی خــواهــــم کــه روزی گـمـشـده ام را پـیـــدا کـنــم

 

و تـنــهــا جـمـلــه ای کــه زمــان پــیــدا شـدنـش بــه او مـی زنــم ایــن اســت :

 

" کــه بـــرای تــو زنــده ام ، فـقــــط تــو ..."




نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط تربچه



http://img.majidonline.com/pic/59370/74c3bfb881.jpg

دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی کلمه ی دوست داشتن

دوستت دارم  چون تو ارزش دوست داشتن را داری

دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحرگاه عشق

دوستت دارم چون تو را می خواهم و تو نیز شاید مرا بخواهی

دوستت دارم از تمام وجودم با احساس پر از محبت و عشق

دوستت دارم بیشتر از آنچه تصور می کنی

دوستت دارم چون چشمانت این حقیقت قلبم را باور دارد

دوستت دارم چون که یاری ام میکنی تا از این سیلاب زندگی به راحتی عبور کنم

و خودم را در دشت آرزوهایم همراه با تو ببینم

دوستت دارم فراتر از باور یک رویا و فراتر از باور یک حقیقت

دوستت دارم چون تو با اعتماد و اطمینان کلید قلب سرخ و پر از عشق ات را به من دادی

دوستت دارم همچو مهتابی که شبهای تیره و تار را با حضورش پراز روشنایی میکند

دوستت دارم چون تو اولین و آخرین معشوق من می باشی

من نیز تا آفتاب زندگیم در پس افق غروب نکرده است همیشه همه جا و هر لحظه

به یاد تو خواهم بود و دوستت خواهم داشت ...............



نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388 توسط تربچه



وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کن

حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی


به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه

فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی

خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم

حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو

حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی

حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی

حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات

وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری

حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دساش نره

حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر

امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر

حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی

بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی

حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی

رو دست مجنون بزنی ، با غصه هاهمخونه شی 

حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن

حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت

وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری

دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری

حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه

حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی

غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ

عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ

حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی

حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن

پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن

وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی

نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی



نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388 توسط تربچه

بازم تقدیم به تو که بیش از همه دوستت دارم:



روزی عشق از دوستی پرسید: تفاوت من و تو در چیست؟

 

                        دوستی گفت:

 

    من دیگران را با سلام آشنا میکنم تو با نگاه . . . .

 

         من آنان را با دروغ جدا میکنم تو با مرگ.

 /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط تربچه
تقدیم به یگانه محبوبی که هیچگاه از یاد نخواهد رفت:




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط تربچه
/* /*]]>*/

 

* راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود .



نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط تربچه


وقتی هستی آنقدر محو تماشا و در کنار تو بودن هستم  که از گذر سریع لحظات غافل می شوم ...دوست دارم این لحظات کنار هم بودن را تا بی نهایت ادامه دهم...
وقتی هستی همه چیز "تو" می شود و من سراپا چشم
نمیدانی... نمیدانم.. هیچ کس نمی داند  که چه قدر عاشقت هستم
چه قدر برای کنار تو بودن پرپر میزنم
چه قدر همیشه نگرانت هستم
همیشه چشم به راهت هستم
خدایا کی این هجران را پایان میدهی؟
خدایا این عشق پاک را از ما مگیر
هر روز بر این عشق فزونی بخش و آن را شعله ور تر کن...



نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط تربچه
درباره وبلاگ

من اسیر واژه محبتم ، خالی از کینه دل و حسادتم ، عاشق دست های با رفاقتم ، زندگی اینجوری داده عادتم .
با احترام به تمامی بازدیدکنندگان محترم ،دل نوشته های این وبلاگ را به بهترین، مهربان ترین و پاک ترین دوست و محبوب خودم که همیشه برایش آرزوی سلامتی می نمایم؛ تقدیم می کنم...+++
bahar 20