دخترک خنده کنان گفت که چیست
رازاین حلقه ی زر
رازاین حلقه که انگشت مرا
این چنین گرفته است به بر
رازاین حلقه که درچهره ی او
این همه تابش ورخشندگی است
مردحیران شدوگفت
حلقه ی خوشبختی است حلقه ی زندگی است
همه گفتندمبارک باشد
دخترک گفت:دریغاکه مرابازدرمعنی ان شک باشد
سالهارفت وشبی
زنی افسرده نظرکردبران حلقه ی زر
دیددرنقش فروزنده ی او
روزهایی که به امیدوفای شوهر به هدررفته هدر
زن پریشان شدونالیدکه وای
وای این حلقه که درچهره ی او بازهم تابش ورخشندگی است
حلقه ی بندگی وبردگی است
+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 0:31 توسط خاطره
|